دریافت نقل‌قول رایگان

نماینده ما به زودی با شما تماس می‌گیرد.
پست الکترونیکی
نام
نام شرکت
واتساپ
پیام
0/1000
اخبار
خانه> اخبار

آفریقا به‌صورت آرام قوانین جهانی معدن‌کاوی را دوباره می‌نویسد

Aug 06, 2026

برگزاری این اجلاس در آبوجا ممکن است بلافاصله چشم‌انداز جهانی معدن‌کاوی را تغییر ندهد، اما سیگنال‌هایی که ارسال می‌کند قطعاً ارزش توجه جدی تمام شرکت‌های چینی که به آفریقا توجه دارند را دارد.

در ۲۳ ژوئن، در آبوجا، پایتخت نیجریه، پنجمین اجلاس سرمایه‌گذاری منابع طبیعی و انرژی آفریقا (افنیس ۲۰۲۶) رسمی‌ترین آغاز خود را داشت.

در محل برگزاری، وزیران معدن و انرژی بیش از دوازده کشور آفریقایی، روسای مؤسسات مالی توسعه، مدیران ا Ejecutive شرکت‌های معدنی بین‌المللی و نمایندگان مؤسسات سرمایه‌گذاری گرد هم آمدند. موضوعات مطرح‌شده پیچیده نبودند، اما به جهت‌گیری توسعه آفریقا در دهه‌های آینده مربوط می‌شوند.

  

قیمت منابع معدنی فراوان آفریقا در آینده توسط چه کسانی تعیین خواهد شد؟ توسط چه کسانی پردازش خواهند شد؟ و در نهایت، سود حاصل از آنها به چه کسانی تعلق خواهد گرفت؟

این فقط یک شعار نیست؛ بلکه واقعیتی است که امروزه تمام کشورهای آفریقایی غنی از منابع با آن روبه‌رو هستند.

در طی بیش از بیست سال گذشته، جهان تقسیم‌بندی نسبتاً پایداری از منابع ایجاد کرده است.

آفریقا دارای منابع است و مسئولیت استخراج آن‌ها را بر عهده دارد؛ اروپا و آمریکا صاحب سرمایه، فناوری و سیستم‌های مالی هستند؛ آسیا نیز بار تولید و پردازش را به عهده می‌گیرد. سنگ‌های معدنی از آفریقا صادر می‌شوند و در طول زنجیره تأمین جهانی ارزش خود را افزایش می‌دهند، در حالی که کشورهای منابع‌دار اغلب تنها سهم کم‌سودترین بخش این زنجیره را دریافت می‌کنند.

به عنوان مثال، لیتیوم: ارزش یک تن سنگ معدن خام در مقایسه با یک تن ماده باتری تصفیه‌شده و پردازش‌شده می‌تواند چندین برابر یا حتی ده‌ها برابر متفاوت باشد. ارزش واقعی بالا نه در خود سنگ معدن، بلکه در مراحل بعدی پردازش، تولید، برندسازی و فناوری قرار دارد.

  

این هم دلیل آن است که در سال‌های اخیر، کشورهای آفریقایی بیشتر و بیشتری شروع به تفکر کرده‌اند: با وجود غنای منابع، چرا اقتصاد نتوانسته است وابستگی خود را به صادرات محصولات اولیه کاهش دهد؟

در اجلاس AFNIS، مکانیزمی برای همکاری به نام MADE (چارچوب توسعه متقابل آفریقا) رسمی‌تبار شد.

گزارش‌های بسیاری نام، اعضای و ساختار سازمانی آن را معرفی کرده‌اند.

اما از دید من، آنچه واقعاً شایسته توجه است، خود نام نیست، بلکه جهتی است که نمایانگر آن است.

به طور ساده، این یک جمله است: امیدی که ارزش بیشتری از مواد معدنی در آفریقا باقی بماند. در آینده، فقط فروش مواد معدنی کافی نیست؛ هدف انجام پردازش بیشتر در محل است، نه اینکه فقط منابع را صادر کنیم، بلکه زنجیره صنعتی را نیز بسازیم، نه اینکه فقط سرمایه‌گذاری خارجی را جذب کنیم، بلکه از طریق سرمایه‌گذاری، اشتغال، فناوری و ظرفیت صنعتی نیز کسب کنیم.

  

برای کشورهای در حال توسعه‌ای که سال‌هاست به صادرات منابع وابسته‌اند، این تقریباً یک انتخاب توسعه‌ای اجتناب‌ناپذیر است.

در واقع، این تغییر امروز آغاز نشده است. در سال‌های اخیر، سیاست‌های مشابه به‌تدریج در چند کشور منابع‌دار آفریقایی ظاهر شده‌اند.

مالی در حال بازبینی توافق‌نامه‌های همکاری معدنی برای افزایش درآمد ملی است.

گینه به‌طور مداوم نظارت بر توسعه معدنی را تقویت می‌کند تا استفاده استاندارد از منابع معدنی را ترویج دهد.

زیمبابوه به‌تدریج الزامات پردازش داخلی محصولات معدنی را افزایش می‌دهد و امیدوار است بخش بیشتری از مواد معدنی ارزش افزوده داخلی پیدا کند.

نیجریه از سوی دیگر، اجرای قوانین علیه استخراج غیرمجاز معادن جامد را به‌طور مداوم سخت‌تر می‌کند تا توسعه منابع را تنظیم نماید.

اگر این رویدادها را در کنار هم بررسی کنیم، می‌توانیم ببینیم که این موارد حادثه‌های منفرد نیستند، بلکه به‌صورت جمعی یک روند را منعکس می‌کنند.

حاکمیت منابع به‌تدریج از یک مفهوم سیاسی به سیاست‌های عینی تبدیل می‌شود.

همزمان، سرمایه‌های بین‌المللی نیز حضور خود را سرعت می‌بخشند.

  

ایالات متحده به تلاش برای بازسازی زنجیره‌های تأمین کلیدی مواد معدنی ادامه می‌دهد و امیدوار است که وابستگی خود را به یک منبع تنها کاهش دهد؛ اتحادیه اروپا امنیت مواد معدنی استراتژیک خود را از طریق قانون مواد اولیه حیاتی تقویت می‌کند؛ و در سال‌های اخیر، عربستان سعودی به‌طور مداوم سرمایه‌گذاری‌های خود در معادن آفریقا را گسترش داده و امیدوار است که از مزیت مالی خود برای ورود به زنجیره صنعت جهانی انرژی نو استفاده کند.

با اینکه هرچه بیشتر کشورها توجه خود را به آفریقا معطوف می‌کنند، کشورهای غنی از منابع به‌طور طبیعی قدرت چانه‌زنی بیشتری کسب می‌کنند.

  

اگر تمام جهان به منابع من نیاز دارد، چرا نباید برای کسب سود بیشتر مبارزه کنم؟

این دقیقاً منطق پنهان پشت تنظیمات سیاستی بسیاری از کشورهای آفریقایی امروز است.

  

بسیاری از شرکت‌های داخلی وقتی این موضوع را می‌بینند نگران می‌شوند: آیا در آینده فعالیت شرکت‌های چینی در آفریقا سخت‌تر خواهد شد؟

قضاوت من در واقع برعکس است.

آنچه واقعاً در حال تغییر است، این نیست که آفریقا آیا سرمایه‌گذاری خارجی را می‌پذیرد یا نه، بلکه نوع سرمایه‌گذاری‌ای است که می‌پذیرد.

در گذشته، برخی از پروژه‌ها بیشتر بر استخراج منابع تمرکز داشتند؛ امروزه کشورهای بیشماری به این موضوع توجه می‌کنند که آیا سرمایه‌گذاری می‌تواند صنایع محلی را تقویت کند، شغل ایجاد کند، نیروی انسانی را آموزش دهد و انتقال فناوری را تسریع کند.

  

به عبارت دیگر، رقابت آینده تنها درباره قدرت مالی نخواهد بود، بلکه درباره توانایی کلی خواهد بود.

هر کس بتواند در ساخت زنجیره‌های صنعتی محلی کمک کند، فرصت‌های رشد بلندمدت را به‌راحتی بیشتری کسب خواهد کرد.

البته لازم نیست این روند را به‌صورت افراطی تفسیر کنیم.

  

آفریقا یک بازار واحد و یکپارچه نیست.

۵۴ کشور به معنای ۵۴ سیستم حقوقی، ۵۴ مجموعه سیاست‌های صنعتی، سطوح مختلف توسعه و ظرفیت‌های اجرایی متفاوت است.

از پیشنهاد سیاست تا اجرای واقعی، اغلب دوره طولانی‌ای از سازگان‌دهی در میان وجود دارد.

برخی کشورها سریع‌تر پیش می‌روند، در حالی که دیگران ممکن است به دلیل عوامل مالی، سیاسی یا زیرساختی کندتر پیشرفت کنند.

پس، به جای اینکه صرفاً بگوییم «آفریقا تغییر کرده است»، دقیق‌تر این است که بگوییم آفریقا در حال تغییر بودن است.

  

سرعت این تغییر متفاوت است و مسیرهای آن نیز دقیقاً یکسان نخواهند بود.

برای شرکت‌های چینی که قصد ورود به بخش معادن آفریقا را دارند، فکر می‌کنم آنچه واقعاً نیاز به تنظیم دارد، هیجان سرمایه‌گذاری‌شان نیست، بلکه رویکرد ذهنی‌شان دربارهٔ سرمایه‌گذاری است.

اگر همچنان در حالت فکری «به دست آوردن منابع، حمل و نقل منابع، فروش منابع» گیر کرده باشید، هزینه‌های سیاستی که در آینده با آن‌ها روبه‌رو خواهید شد، روز به روز بیشتر و بیشتر خواهد شد.

اما اگر بتوانید توسعهٔ منابع را با پردازش، حمل‌ونقل، پشتیبانی انرژی، تولید تجهیزات و آموزش نیروی انسانی هماهنگ کنید، این رویکرد در واقع با جهت توسعهٔ آیندهٔ بسیاری از کشورهای غنی از منابع همسو‌تر است.

  

در گذشته، عامل تعیین‌کنندهٔ رقابت‌پذیری یک شرکت شاید این بود که کدام شرکت حق‌المناقصهٔ استخراج را کسب کرده است.

در آینده، سؤال مهم‌تری ممکن است این باشد:

  

کدام شرکت می‌تواند در کل زنجیرهٔ صنعتی مشارکت داشته باشد؟

در سال‌های اخیر، با تعداد قابل توجهی از شرکت‌های چینی که به آفریقا سفر کرده‌اند، آشنا شده‌ام. محبوب‌ترین سؤالات بسیاری از مدیران این است: «بهترین معادن کجاست؟» یا «کدام کشور سیاست‌های برتری دارد؟»

اما به‌تدریج احساس می‌کنم هیچ‌یک از این دو سؤال به اندازهٔ سؤال سوم اهمیت ندارند: این کشور در پنج سال آینده صنعت منابع خود را چگونه تصور می‌کند؟

زیرا آنچه واقعاً رقابت‌پذیری بلندمدت یک شرکت را تعیین می‌کند، هرگز خود منابع نیست، بلکه قوانین هستند. منابع می‌توانند مناطق معدنی جدیدی را کشف کنند و بازارها همواره در حال تغییر خواهند بود. تنها قوانین هستند که واقعاً مشخص می‌کنند یک کسب‌وکار تا چه حد می‌تواند پیش برود.

AFNIS ۲۰۲۶ ممکن است بلافاصله چشم‌انداز جهانی معدن‌کاوی را تغییر ندهد، اما حداقل یک نکته را نشان می‌دهد: آفریقا دیگر راضی به نقش صرفاً تأمین‌کنندهٔ جهانی منابع نیست؛ بلکه می‌خواهد در زنجیرهٔ ارزش منابع مشارکت کند و حتی در شکل‌دهی به قوانین نقش داشته باشد.

برای تمام شرکت‌های چینی که بر بازار آفریقا تمرکز دارند، این لزوماً به معنای کاهش فرصت‌ها نیست.

آنچه واقعاً تغییر می‌کند، فرصت‌های خود هستند—این فرصت‌ها متعلق به کسانی هستند که آفریقا را بهتر درک می‌کنند و حاضلند در آنجا سرمایه‌گذاری بلندمدت انجام دهند.

شاید این معنای واقعی این اجلاس باشد که ارزش توجه دارد.

دریافت نقل‌قول رایگان

نماینده ما به زودی با شما تماس می‌گیرد.
پست الکترونیکی
نام
نام شرکت
واتساپ
پیام
0/1000